مرصاد جعفری
عملکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جریان جنگ ۴۰روزه، بار دیگر نشان داد که اتکای امنیتی این کشورها به آمریکا، آنها را ناخواسته در معادلات تقابل با ایران قرار داده و زمینه بازتعریف نظم امنیتی منطقه را بیش از گذشته ضروری کرده است. با ابوالقاسم دلفی، دیپلمات و سفیر پیشین ایران در فرانسه در این زمینه گفتگو کرده ایم.
* با توجه به عملکرد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در جنگ ۴۰ روزه، به نظر شما ریشههای تاریخی و امنیتی روابط ایران با این کشورها تا چه اندازه بر نوع رفتار و مواضع آنها در این جنگ تأثیرگذار بوده است؟
-روابط ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی همواره با چالشهایی همراه بوده است. البته این چالشها در مقاطع مختلف، از نظر شکل و محتوا، تفاوتهایی با یکدیگر داشتهاند. اگر به دوران جنگ تحمیلی بازگردیم، میتوان دید که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هر یک به شیوهای متفاوت با جنگ ۴۰ روزه مواجه شدند؛ برخی مواضع تندتری داشتند، برخی همراهی بیشتری با ایران نشان دادند و برخی نیز رویکردی میانه را در پیش گرفتند.
اساساً یکی از دلایل شکلگیری شورای همکاری خلیج فارس هم این بود که اعضای آن در قبال جمهوری اسلامی ایران موضعی مشترک اتخاذ کنند. این کشورها به این جمعبندی رسیده بودند که به تنهایی قادر به ایجاد موازنه در برابر قدرت اقتصادی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه نیستند و به همین دلیل، این سازوکار منطقهای را برای ایجاد نوعی توازن شکل دادند.
البته این مسائل صرفاً به دوران پس از انقلاب محدود نمیشود و حتی پیش از انقلاب هم میان ایران و همسایگان عرب جنوبی خلیج فارس اختلافاتی وجود داشت؛ از موضوع جزایر با امارات گرفته تا مساله بحرین، اختلافات با عربستان، منابع مشترک دریایی و برخی مسائل با کویت. بنابراین، ریشه این اختلافات به گذشته بازمیگردد.
آنچه در جنگ اخیر، از جمله جنگ ۱۲روزه، رخ داد این بود که این کشورها به این نتیجه رسیده بودند که امنیت خود را به تنهایی نمیتوانند تأمین کنند. از همین رو، امنیت خود را با ایالات متحده و بازیگران فرامنطقهای گره زدند.
عربستان، امارات، کویت و بحرین سرمایهگذاریهای گستردهای در آمریکا انجام دادند، تسلیحات آمریکایی خریدند، منابع مالی خود را در بانکهای آمریکا نگهداری کردند و در مقابل، از تضمینهای امنیتی این کشور بهرهمند شدند. همچنین با استقرار پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود، از جمله استقرار ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، این همکاری امنیتی را تثبیت کردند.
* کشورهای حاشیه خلیج فارس پیش از جنگ بر بیطرفی و عدم استفاده از خاک و امکانات خود علیه ایران تأکید کرده بودند، اما در عمل پایگاههای نظامی آنها در جریان جنگ مورد استفاده آمریکا قرار گرفت. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید ؟
- به اعتقاد من، ایران باید پیش از وقوع این تحولات و جنگ، یعنی در دورهای که منطقه در شرایط آرامتری قرار داشت، تکلیف این موضوع را با کشورهای منطقه روشن میکرد.
حتی پیش از آغاز جنگ هم این مساله با آنها مطرح شد، زیرا نشانههای وقوع درگیری آشکار بود. در آن مقطع، از این کشورها یک تضمین سیاسی و لفظی گرفته شد و آنها اعلام کردند که اجازه نخواهند داد از حریم هوایی، خاک یا امکاناتشان برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران استفاده شود. این موضع تقریباً از سوی اغلب کشورهای منطقه و حتی شورای همکاری خلیج فارس اعلام شد.
در جریان جنگ ۴۰ روزه، چه با رضایت این کشورها و چه بدون رضایت آنها، نیروهای آمریکایی از پایگاههای مستقر در این کشورها استفاده کردند. البته اینکه آیا دولتهای میزبان اساساً توان جلوگیری از این اقدام را داشتند یا خیر، موضوعی قابل بحث و تفسیر است. اما واقعیت این است که آمریکا از این پایگاهها علیه ایران استفاده کرد.
در حقیقت، منافع آمریکا با منافع کشورهای منطقه، از جمله امارات، عربستان، کویت و بحرین، به شدت درهمتنیده شده است و تفکیک آنها از یکدیگر کار سادهای نیست.
موضوع صرفاً به یک پایگاه نظامی محدود نمیشود؛ محل استقرار نیروهای آمریکایی، تأسیسات، زیرساختها و امکانات مرتبط هم بخشی از ظرفیتهای این کشورها محسوب میشود.
* آیا جنگ ۴۰ روزه نگاه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به اتکا بر آمریکا برای تأمین امنیت خود را تغییر داده است؟
- تصور این کشورها این بود که با واگذاری بخشی از امنیت خود به آمریکا، در صورت بروز هرگونه بحران، ایالات متحده اجازه نخواهد داد امنیت آنها به خطر بیفتد.
نتیجه جنگ نشان داد امنیتی که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با اتکا به آمریکا به دنبال تأمین آن بودند، قابل اتکا و پایدار نیست.
آمریکا اساساً ابتدا باید امنیت خود را تأمین کند و سپس در صورت امکان به امنیت متحدانش بپردازد؛ بنابراین، امنیت این کشورها همواره در اولویت دوم قرار میگیرد و حتی تضمینی برای تحقق آن هم وجود
ندارد. این کشورها، چه خواسته و چه ناخواسته، در این جنگ شریک شدند. حتی پس از پایان درگیری تلاش کردند همین مشارکت را به مطالبه خسارت از ایران تبدیل کنند و با مراجعه به شورای امنیت و دیگر نهادهای بینالمللی، علیه ایران فضاسازی کرده و مدعی شوند که ایران با حمله به آنها مرتکب تجاوز شده است. این موضوع را نیز بهعنوان یک مستند برای پیگیریهای بعدی حفظ کردهاند.
به اعتقاد من، کشورهای عربی در این مقطع عملکرد مناسبی نداشتند. البته این رفتار دلایل مختلفی دارد که بخشی از آن به سابقه تاریخی روابط ایران و کشورهای عربی بازمیگردد؛ روابطی که پس از انقلاب هم پیچیدهتر و پرتنشتر شده است.
*در میان کشورهای عربی منطقه، آیا میتوان میان رویکرد عربستان، با سایرین، تفاوت قائل شد ؟
-واقعیت این است که ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس همسایگان دائمی یکدیگر هستند و این همسایگی تغییرپذیر نیست. بنابراین، ناگزیر باید در کنار یکدیگر زندگی کنند. البته سطح و نوع روابط ایران با هر یک از این کشورها متفاوت است.
روابط ایران و عربستان سعودی با سایر کشورهای منطقه تفاوت دارد. میان دو کشور توافقنامه امنیتی و مشارکتی با میانجیگری چین به امضا رسید که قرار بود چارچوب روابط آینده را مشخص کند، اما به دلایل مختلف، از جمله عملکرد طرف چینی یا فشارهای آمریکا بر عربستان، این توافق بهطور کامل اجرا نشد و عملاً بلااستفاده باقی ماند.
در عین حال، عربستان در جریان جنگ ۴۰ روزه، در مقایسه با امارات و کویت، احتیاط بیشتری از خود نشان داد؛ هرچند از ظرفیتهای آمریکا در خاک این کشور هم استفاده شد. امروز اما رفتوآمدها و تماسهای دو طرف ادامه دارد. از سوی دیگر، عربستان موضوع امنیت جمعی منطقه را مطرح کرده است. البته ایران هم سالها پیش چنین طرحی را ارائه کرده بود، اما در آن زمان با استقبال کشورهای منطقه مواجه نشد. اکنون به نظر میرسد عربستان به ضرورت چنین رویکردی رسیده است.
*با توجه به رفتار امارات در ماههای اخیر، آینده روابط تهران و ابوظبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
-امارات پیش از جنگ یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ایران به شمار میرفت و به دلیل شرایط بانکی، مالی و حضور گسترده ایرانیان مقیم این کشور، بخش مهمی از مبادلات اقتصادی ایران از طریق امارات انجام میشد. اما بر اساس گزارشها و آمارهای منتشرشده، امارات پس از جنگ ۴۰ روزه، بسیاری از این روابط را محدود یا متوقف کرده، اطلاعات مربوط به روابط مالی و بانکی ایران را در اختیار دشمنان جمهوری اسلامی قرار داده، سرمایههای برخی ایرانیان را مسدود کرده و در مواردی هم اقدام به اخراج اتباع ایرانی کرده است. این اقدامات همچنان ادامه دارد.
با این وجود، امارات بهخوبی میداند که سرنوشتش در منطقه با ایران گره خورده است. ایرانِ پس از جنگ، کشوری متفاوت از گذشته خواهد بود؛ کشوری که آمریکا به اهداف خود در قبال آن دست نیافته و به اعتقاد من، در آینده هم نخواهد توانست به این اهداف برسد. هرچند ایران خسارتهایی را متحمل شده است، اما این واقعیت، تغییری در جایگاه و نقش منطقهای آن ایجاد نمیکند. از این رو، کشورهای منطقه ناگزیرند در کنار ایران زندگی کنند.
طبیعی است که رفتارهای اخیر امارات بر روند عادیسازی روابط دو کشور تأثیر منفی خواهد گذاشت، اما نباید امارات را معادل همه کشورهای حوزه خلیج فارس دانست. این در شرایطی است که در جریان درگیری های اخیر بعد از امضای تفاهم با آمریکا، نه ما و نه طرف اماراتی هیچ حمله ای به یکدیگر نکرده ایم و این نکته قابل تاملی است. از طرفی، با سایر کشورهای منطقه همچنان ظرفیت همکاری وجود دارد. عمان در رأس این کشورهاست و روابط تهران و مسقط در بهترین سطح خود قرار دارد؛ چه در موضوع تنگه هرمز و چه در نقش میانجیگرانهای که عمان در سالهای اخیر ایفا کرده است.
*به نظر شما، چه الگویی میتواند مبنای شکلگیری روابط پایدار و کاهش تنش میان ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس باشد؟
-اکنون روابط ایران با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نه روابطی کاملاً خصمانه است و نه میتوان از آن بهعنوان روابطی ایدهآل یا «ماه عسل» یاد کرد؛ بلکه میان این دو وضعیت، الگوهای متنوعی از همکاری و تعامل قابل تعریف است.
بر همین اساس، میتوان در چارچوب منافع مشترک، رفتار مسئولانه و ترتیبات جدید امنیتی که از نتایج جنگ ۴۰ روزه ناشی میشود، به تفاهم منطقهای دست یافت.
از این رو، روابط ایران با کشورهای منطقه باید بر اساس شرایط جدید بازتعریف شود. مهمترین مؤلفه این نظم جدید هم شکلگیری امنیت جمعی منطقهای و دوری از مداخله قدرتهای خارجی در خلیج فارس است. اگر کشورهای منطقه منافع خود را در چارچوب چنین رویکردی تعریف کنند، ایران هم از آن استقبال خواهد کرد.
*تنگه هرمز چه جایگاهی در معادلات امنیتی و روابط آینده ایران با کشورهای منطقه خواهد داشت؟
-کشورهای حوزه خلیج فارس بهخوبی میدانند که ایران بر تنگه هرمز اشراف داشته، دارد و خواهد داشت. از همین رو، ناگزیرند روابط خود را با ایران بر پایه همکاری و مناسبات عادی بازتعریف کنند تا کشورهایی که اقتصاد آنها به صادرات نفت وابسته است، بتوانند از مسیر تنگه هرمز با امنیت به فعالیت خود ادامه دهند.
البته این رابطه نباید به گونهای باشد که تنگه هرمز به مسیری برای انتقال تجهیزات و امکاناتی تبدیل شود که در نهایت امنیت ایران را تهدید کند. اگر قرار باشد از طریق رفتوآمدها و حملونقل دریایی، امکاناتی برای تقویت پایگاههای آمریکا یا دیگر بازیگران خارجی در منطقه منتقل شود و در نتیجه تهدیدی دوباره علیه امنیت ایران شکل بگیرد، چنین مناسباتی نه برای ایران و نه برای منطقه مفید خواهد بود.
از این رو، در بازتعریف روابط با کشورهای منطقه باید بر جایگاه تنگه هرمز هم تأکید شود؛ به این معنا که امنیت و آزادی کشتیرانی در خلیج فارس باید برای همه کشورها تضمین شود. اگر اصل بر امنیت است، این امنیت باید شامل همه طرفها باشد. امنیت زمانی پایدار خواهد بود که برای همه کشورهای منطقه تأمین شود.
*کشورهای منطقه پس از تجربه جنگ اخیر، چه بازنگریهایی باید در سیاستهای امنیتی و روابط خود با ایران انجام دهند؟
- در مجموع، چشمانداز روابط آینده با این کشورها بر چند اصل استوار است. نخست اینکه تجربه گذشته همواره مدنظر ایران خواهد بود. ایران این واقعیت را نیز در نظر دارد که اگرچه برخی کشورها، از جمله امارات، کویت و حتی عربستان سعودی، پیش از جنگ اعلام کرده بودند که اجازه استفاده از حریم هوایی، خاک یا امکانات خود علیه ایران را نخواهند داد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ داد. اینکه این موضوع ناشی از اراده خود آنها بوده یا تحت فشار آمریکا به آنها تحمیل شده است، قابل بررسی است؛ اما اصل ماجرا این است که وجود این پایگاهها و استفاده از آنها در جنگ نشان داد که این زیرساختها میتوانند علیه جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته شوند و در جریان جنگ نیز عملاز آنها استفاده شد.
بنابراین، کشورهای منطقه باید در نگاه خود به امنیت بازنگری کنند. اگر طرح امنیت جمعی که امروز عربستان سعودی نیز از آن سخن میگوید، با رویکردی واقعی دنبال شود، کشورهای منطقه میتوانند بدون مداخله قدرتهای خارجی، امنیت خود را بهصورت مشترک تأمین کنند. با توجه به اینکه همسایگان یکدیگر و کشورهای مسلمان هستیم، این ظرفیت وجود دارد که پس از پایان جنگ ایران و آمریکا، روابط و مناسبات منطقهای بر پایه همکاری، اعتماد متقابل و تأمین امنیت جمعی، وارد مرحلهای جدید شود.
شما چه نظری دارید؟